20% تخفیف!

40,000 تومان 32,000 تومان

شرح حکمت متعالیه (اسفار ملاصدرا)؛ بخش دهم از جلد سوم

مولف: آیت الله جوادی آملی

گروه تحقیق: میثم واثقی، قاسم جعفرزاده، مهدی سلطانی

ناشر: مرکز نشر اسراء

تعداد صفحات: 824

نوع جلد: سخت گالینگور

قطع: وزیری

زبان: فارسی

وزن: 1340 گرم

نوبت چاپ: اول

تاریخ چاپ: 1396 ش

شابک: 9786007835449

کد: 13120

مقایسه
محصول حاضر، در بردارنده شرح بخش دهم (بخش پایانی) از جلد سوم اسفار است که به همت پژوهشکده علوم عقلیِ پژوهشگاه علوم وحیانی معارج، و مرکز بین المللی نشر إسراء، تنظیم و منتشر شده است.
شرح جلد سوم اسفار در 10 جلد (جلد یازدهم تا بیستم رحیق مختوم) تنظیم شده است، و پیش از این، 9 جلد از آن به زیور طبع آراسته شده بود و اینک جلد دهم از این مجموعه که آخرین جلد، از از سلسله مجلدات شرح جلد سوم اسفار است، منتشر می‎شود.
جلد بیستم با شرح فصل بیست و هفتم (فی الاستدلال علی صیرورة العقل الهیولانی عقلا بالفعل و معقولا بالعقل) از طرف اولِ مرحله مرحله دهم، آغاز می‎شود و تا پایان جلد سوم اسفار را در بر می‎گیرد.
مرحله دهم، که مرحله پایانیِ سفر اول اسفار چهارگانه است، مشتمل بر سه طرف می‎باشد. طرف نخست؛ در مورد ماهیت علم و عوارض ذاتی آن بحث می‎کند و شامل 28 فصل می‎باشد. شرح 26 فصل از این فصول در جلدهای پیشین رحیق مختوم ارائه شد و اکنون شرح فصل‎های 27 و 28، به محققان ارجمند تقدیم می‎شود.
همچنین شرح طرف ثانی که راجع به «احوال عاقل» می‎باشد و مشتمل بر 8 فصل می‎باشد، در این جلد گنجانده شده است.
شرح طرف سوم، که در مورد «معلوم» بوده و مشتمل بر سه فصل می‎باشد نیز در این جلد آمده است.
در پایان نیز شرح بخش پایانی جلد سوم (خاتمه) آمده است. و با این قسمت، شرح جلد سوم اسفار کامل شده و إن‎شاءالله در مراحل بعدی، شرح جلد ششم اسفار به جامعه علمی کشور تقدیم خواهد شد.
گفتنی است شرح جلدهای 4 و 5 اسفار که مربوط به «مباحث طبیعیات» می‎باشد توسط حضرت استاد تدریس نشده است و لذا مجموعه رحیق مختوم، شرح این دو جلد را شامل نمی‎شود.

 

«رحیق مختوم شرح حکمت متعالیه » اثر استاد جوادی آملی تقریبا مفصل ترین و شاید در نوع خود تنها شرح بر اسفار صدرالدین شیرازی فیلسوف مسلمان ایرانی است. آثار به عمل آمده درباره نوشته های باقی مانده از صدرالدین شیرازی، از دیر زمان تاکنون، معمولا منحصر در تعلیقه نگاری بر آن ها بوده است. سنت تعلیقه نگاری، بر خلاف شرح نگاری، عموما متکی بر حساسیت های ذهنی فلسفی تعلیقه نگار در خصوص بعضی از مواضع خاص اثر مورد نظر است; تعلیقه نگار چه در مقام توضیح و چه در مقام نقادی با همه فقره های اثر سر وکار ندارد. ازاین رو نگارش شرح بر تمام اثری فلسفی، آن هم تا بدین حد مفصل، کاری بدیع و متکی بر همتی وافر است.

این شرح در واقع تقریر، بازنویسی و بازبینی آخرین دوره درس های اسفار مؤلف، و البته پس از تدریس حداقل دو دوره اسفار و چندین و چند دوره کتاب های پیرامونی است; قهرا نه تنها حاصل تامل ورزی های مستانف و اخیر مؤلف بلکه برآیند بحث های گرم و دامنه دار حداقل سه نسل تحصیلی فلسفه است; یعنی اساتید مؤلف، شخص مؤلف و معاصران و طبقه شاگردان وی. و به جرات می توان ادعا کرد که اثر این هر سه نسل در این شرح مفصل قابل بازشناسی است. مؤلف در دوره جوانی فاضل باحث و نقاد مدرسه فلسفی استادان مسلم این فن همچون علامه طباطبائی، حکیم الهی قمشه ای، حکیم شعرانی و حکیم فاضل تونی و بهره مند از روش ها و رویکردهای بحثی آنان بوده است. وی در میان سالی، مدرس اصلی ترین متون این زمینه و بعضا درصدد پروراندن این فلسفه همراه با نقادی های طبقه شاگردان و نسل فلسفی پس از خود است. و هم اینک این همه تلاش های پیگیر در چنین شرحی بروز و ظهور یافته است و سهم ویژه مؤلف در نوآوری فلسفی، خصوصا در ارائه مفاهیم گویا، افراز مقدمه های بنیادین استدلال ها و نقادی های تمام عیار بسیار جلب توجه می کند. سعی این نوشته ارائه گزارشی اجمالی درباره این شرح است. این گزارش در دو بخش عمده یعنی «ملاحظات کلی » و «ویژگی های اثر» سامان یافته است.

یکم: ملاحظات کلی

مقصود از این ملاحظات معرفی کتاب از جنبه های سطح کتاب، سبک بیانی و انسجام منطقی آن است.

۱- سطح کتاب

رحیق مختوم در دو سطح کاملا متمایز به بحث های فلسفی پرداخته است:

الف) تبیین و توضیح مبانی، مسائل و نتایج مطرح شده در فصل های کتاب اسفار:

همت اصلی مؤلف دراین سطح بیشتر بیان مقصود صدرالدین شیرازی و دیگر صاحبان آراء فلسفی (و گاه عرفانی یا کلامیو از سوی دیگر برجسته کردن نقاط و صحنه های چالش بین این نظریه ها است. در بسیاری از موارد متن خام اسفار تا حد ممکن به لحاظ بحثی طبقه بندی شده و بر چگونگی ترتب مسائل عدیده در ذیل یک فصل تاکید روا داشته شده است، همچنین احیانا در توجیه این رتبه بندی ها به فضاسازی بیرون از متن اقدام شده است. یک نکته بسیار عمده در طرح بسیاری از مسائل این فصل ها این بوده است که از «وجه فلسفیت » مساله ها به جد پرسیده شده و تا حد ممکن بررسی هایی درباره آن انجام شده است.

ب) اشارات پایانی فصل های اسفار:

مؤلف در این سطح با نظری مستانف سه نوع کار را در برنامه خود قرار می دهد:

اول: نقادی بعضی نظریه ها و آرای صدرالدین شیرازی شامل انتقاد از نظرات موردی وی و همچنین گاه پاسخ گویی از نقادی های صدرالدین شیرازی درباره معاصران یا سلف فلسفی اش.

دوم: چالش فکری با متاخران صدرالدین شیرازی، و خصوصا بعضی از آثار معاصران مؤلف، شامل پاسخ گویی از انتقادهای ناوارد آنان بر مبانی ونظریه های صدرالدین شیرازی، اثبات نادرستی بعضی از برداشت ها و تفسیرهای آنان از کلمات صدرالدین شیرازی و بحث مستقیم درباره نظریه های متاخران صدرالدین که اگر چه در آثار وی یافت نمی شوند ولی به عنوان فروع و نتایج مرتبط با دستگاه فکری – فلسفی حکمت متعالیه مورد ادعا واقع شده اند.

سوم: تفریع فروع جدید متناسب با دستگاه فکری – فلسفی حکمت متعالیه و اشاره به اشباه و نظایر هر مسئله در ذیل بخش های گوناگون.

نکته در خورتوجه این است که سطح مباحث در اشارات پایانی کتاب به گونه انکار ناپذیری پیچیده تر و دشوارتر می شود.

۲- سبک بیان

شکل گفتاری اولی کتاب مقتضی تلاش بسیار زیادی بوده است تا به شکل نوشتاری تحویل یابد. و ویراستار فاضل این اثر حجة الاسلام حمید پارسانیا این مهم را بر عهده گرفته اند و گفتارهای درسی حضرت استاد را به قالب نوشتار در آورده اند، با وجود این، اثر مورد بحث، از دشوار نویسی و موجز نویسی کاملا بر کنار نیست و در مواردی خواننده در فهم مراد مؤلف دچار اشکال می شود.

۳- انسجام منطقی

انسجام منطقی به عنوان یک عامل مؤثر در هر نوشته مستلزم این است که هندسه کتاب در تدوین و ترتیب فصل ها و بخش های کتاب، پشتیبانی لازم را از ادعاهای مطرح شده به وسیله استدلال ها و شواهد به عمل آورد. پشتیبانی یاد شده هم به گونه طولی -ترتیب استدلال ها و ادعاها به گونه طبقه های پی درپی – و هم به گونه شبکه ای انجام شدنی است. در برخی موارد چنین نظام و انسجامی در کتاب یافت نمی شود، و دلیل آن هم تقریبا روشن است، زیرا این شرح در نقشه، ترتیب و نظام تابع متن اصلی است. اسفار، به خلاف آثاری چون الهیات شفا و اشارات، کتابی کاملا منسجم و متکی بر روش های مالوف متن نویسی نیست، به همین جهت شارح می بایست همان موارد یادشده در اسفار را تکرار کند، و در موارد فاقد ترتیب منطقی (البته با تذکارهای موردی) از ترتیب طرح مباحث پیروی کند. شرایط شرح چنین متنی مشکل جدی تری نیز به بار آورده است، زیرا شارح بسیاری از مفاهیم و مبانی کلیدی را که بارها با «قدتبین » «قد تقدم » و «سیاتی » مورد اشاره قرار گرفته بارها تبیین و تقریر مجدد کرده است.

ذکر این نکته لازم است که عدم انسجام کامل اسفار و عدم تناسب آن با کتاب درسی از آن رواست که بنای صدرالمتالهین (ره) در این کتاب بر مشروح نویسی و استقصای اقوال مختلف است و این امر در بسیاری از موارد، موجب تکرار می شودافزون براین که دأب ایشان بر این نیست که تنها به بیان مقدمات لازم برای تبیین نظریه مختار خویش اکتفا کند بلکه در بسیاری از مباحث ممشای وی ورود در بحث به مسلک مشهور فلاسفه است گر چه در بخش پایانی بحث از نظریه مختار خود دفاع می کنند، اما این سبک و روش موجب عدم تناسب اثر با کتاب درسی مطلوب می گردد.

فقدان انسجام کامل و عدم تناسب اسفار با کتاب درسی مطلوب به معنای آن نیست که صدرالمتالهین برای کل این اثر طرح منطقی جامع نداشته است. اسفار در کلیت خود دارای انسجام منطقی است و مراحل و مسالک آن تا جلد ششم و مواقف و ابواب آن تا پایان جلد نهم بر اساس یک طرح جامع طراحی شده است. عدم انسجام مربوط به برخی فصول جزئی و تقدم و تاخر آن ها و تداخل و تکرار در مضامین آن هاست.

دوم: ویژگی های اثر

ویژگی های این شرح را به طور کلی می توان در شش مورد عنوان کرد:

۱- توفیق نسبی در بیان مبانی مسائل و نتایج حکمت متعالیه

توفیق نسبی به این معناست که اگر چه با خواندن همه مجلدات منتشر شده – واحتمالا مجلدات منتشر نشده – نمی توان به تصویری جامع از حدود، ثغور و مشخصه های اصلی این مکتب فلسفی دست یافت، لیکن به گونه موردی می توان تا حد نسبتا قابل توجهی این خواسته را بر آورده شده تلقی کرد. از این رو دلایل و وجوه این امتیاز را حداقل در سه مورد می توان مورد توجه قرار داد:

الف روش تحلیلی:

شارح اولا: تلاش و افری را بر تبیین مبادی تصوری و تصدیقی هر مسئله به کار برده، ثانیا: افراز مقدمه های اساسی در هر مسئله انجام داده و ثالثا: در تفریع فروع – و بیان چگونگی انجام آن – سعی بسیاری کرده است. بی شک روش بحثی علامه طباطبائی از مهم ترین عوامل مؤثر در نگاهی از این سنخ بوده است.

ب موجه سازی مسائل فلسفی در پرتو فهم متون دینی:

در موارد احساس تعارض یا همبسته بودن بعضی مسئله های فلسفی با نگاه هایی متفاوت مشابه در معرفت های متکی بر متون دینی، شارح به اتکای شواهد و دلایل نقلی اقدام به تثبیت – وگه گاه تعدیل – فلسفیات کرده است. رویکرد اصلی مؤلف همواره این بوده است که «برهانیات فلسفه» قابلیت تایید با شواهد نقلی را داراست.

ج تایید مبانی فلسفی به وسیله اصول عرفان نظری:

شارح در همه جای این شرح بر ارتباط وثیق حکمت متعالیه و مدرسه عرفانی ابن عربی تاکید داشته و همواره سعی کرده شواهد و گاه اصول مؤید این مدرسه عرفانی را به کار گیرد. اعتقاد مؤلف بر این است که اگرچه صدرالدین شیرازی در شکوفایی فلسفه اسلامی و طراحی مبانی اصلی حکمت متعالیه بهره های فراوانی از عرفان نظری برده است، لیکن این حکمت متعالیه است که بسیاری از مدعیات مکتب ابن عربی را بر کرسی برهان نشانده است.

عدم ارائه تصویری کامل و جامع از حدود و ثغور و مشخصه های اصلی حکمت متعالیه را نمی توان نقطه ضعفی برای این اثر شمرد، زیرا هدف این شرح ترسیم چنین تصویری نیست بلکه هدف آن چالش و تحقیق در زوایای این فلسفه در ابعاد مختلف آن است. این کتاب در وسعت فراوان خود در حکم یک دائرة المعارف فلسفه اسلامی است نه کتابی که به جهت ارائه تصویری جامع و منسجم از حکمت متعالیه پدید آمده باشد.

۲- توجه به تمایز حکمت متعالیه از دیگر سنت های فکری

اگر سنت های فکری بدیل و رقیب حکمت متعالیه را فلسفه مشایی، فلسفه اشراقی، مکاتب کلامی و عرفان نظری به سبک ابن عربی بدانیم، مهم ترین کار بیان تمایز حکمت متعالیه از آن دیگر سنت های فکری در دو محور مفاهیم و مبادی است، زیرا هر مکتب فکری با ارائه ایده هایی متمایز در این دو محور تشخیص پذیر خواهد بود.از دیگر سو میزان بهره مندی حکمت متعالیه از آن سنت های فکری باید دقیقا روشن شود،زیرا هیچ فلسفه ای، از جمله حکمت متعالیه، نمی تواند از خلا یا کتم عدم پا به عرصه وجود نهد. آن مرزبندی و این بهره مندی تا حد نسبتا خوبی دراین شرح مورد توجه بوده است. دشواری عمده در انجام چنین مهمی آن است که صدرالدین شیرازی، به هر دلیل، حرف های خود را درضمن سخنان دیگران آورده است، قهرا تشخیص آن چه به گونه بنیادی نشات گرفته از سنخ تفکر و فلسفیدن در حکمت متعالیه است کاری بس دشوار است، زیرا چنین کاری نه تنها نیازمند تسلط بر آن چند سنت فکری بدیل و رقیب بلکه وابسته به میزان احاطه بر حکمت متعالیه به عنوان تفکری ساختاری است. برای نمونه، صدرالدین شیرازی اگر چه گاهی مواردی را از مباحث مشرقیه – البته بدون اشاره به مصدر – آورده است، لیکن در بعضی موارد گاه باتغییر یک جمله یا یک تعبیر مسیر مبنا را به سوی آن چه خود در نظر داشته معطوف ساخته است و این همان چیزی بوده است که در این شرح، اگر چه نه کاملا ولی، تا حد زیادی مورد توجه بوده است.

۳- مسئله محوری

خصیصه برجسته این شرح مسئله محوری آن است. یعنی تاکید بر خود مسئله فلسفی به لحاظ رسایی یا نارسایی، و همچنین بازشناسی همه فاکتورهای تاثیر گذار در چگونگی آن است. این خصیصه متکی بر چند نکته قابل توضیح است:

الف) فضاسازی بسیار مؤثری در بسیاری از مسائل صورت گرفته تا ذهن خواننده با مسئله درگیر شده، و تبعا در فرایند استدلال مشارکت جوید.

ب) مقدمه های بنیادین معرفی و مقدمه های بدیل پذیر تعیین شده اند. مقدمه های بنیادین همان مقدمه هایی هستند که سرنوشت استدلال ها را به گونه مؤثری رقم می زنند.

ج) حیطه استدلال ها و برد نتایج باتحلیل وضعیت حد وسط روشن شده است.

این ویژگی باعث شده است که بعضی استدلال های مشابه – و حتی با نتایجی کاملا مشابه – ازهم تمایز یابند.

د) گرایش شرح در بیشتر مسئله ها زمینه سازی برای فلسفه ورزی (عقل معقول) است، و کمتر به دسته بندی نظریه ها و آراء، بیان وجوه مشابهت یا مفارقت و مانند آن (نقل معقول) پرداخته شده است.

۴- روز آمدی

این شرح را می توان به گونه ای نسبی روزآمد دانست، و البته این نه بدان معنا است که این شرح ناظر بر فلسفه های روزگار ماست، بلکه صرفا مقصود این است که این شرح ناظربر آخرین تقریرهای این مکتب فلسفی است. این تقریرها معمولا در آثار معاصران مؤلف انعکاس یافته است. این شرح در مواردی معدود نگاهی کلی بر بعضی مسئله های فلسفی در آثار فیلسوفان مغرب زمین دارد. بیشتر این فیلسوفان متعلق به طبقه کلاسیک از دوران مدرن اند.

واقعیت این است که انتظار این که کتابی که شرح حکمت متعالیه است ناظر به تمامی زمینه های فلسفه در روزگار ما باشد، انتظاری ناموجه است. آن چه امروز در زمینه های مختلف فلسفه معاصر شاهد آن هستیم به لحاظ موضوعی بسیار متنوع است و طبعا حکمت متعالیه بابرخی از آنها انطباق موضوعی دارد از این رو شرح حکمت متعالیه نمی تواند در تمامی این حوزه ها درگیر شود، زیرا تناسبی با هدف اصلی کتاب ندارد ازاین رو این اثر را به لحاظ روز آمدی، نسبی دانستیم.

۵- مراجع و مصادر اسفار

مراجع و مصادر اسفار تاحد زیادی در این شرح معلوم شده اند. این مصادر در اسفار معمولا بدون ذکر منبع و گاه با تصرفات وتلخیص ذکر شده اند. مصدریابی کامل و چگونگی و میزان استفاده صدرالدین شیرازی از این مصادر از این جهت مطلوب است که نشان می دهد سهم فلسفی صدرالدین شیرازی در این موارد به چه میزان است.

۶- تصحیح متن اسفار

یکی از کارهای انجام شده در این شرح تصحیح و چاپ متن اسفار به همراه شرح است. به نظرمی رسد مهم ترین مشکل در این متن مصحح این است که تصحیح آن به گونه قیاسی انجام شده است نه متکی برنسخه های معتبر اسفار. البته تصحیح قیاسی که توسط استاد برجسته ای همچون آیة الله جوادی آملی، که بهره مند از اساتید گرانقدر این فن بوده اند، ارزش خاص خویش را دارد.

تاکنون ۲۰ مجلد ازاین اثر شریف به زیور طبع آراسته شده است که مشتمل بر شرح کامل جلد اول و دوم کتاب اسفار است. توفیق روزافزون مؤلف عالی قدر و مرکز نشر اسراء را در نشر سایر مجلدات این اثر از خداوند متعال خواستاریم.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “رحیق مختوم؛ شرح حکمت متعالیه؛ جلد ۲۰”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده − دو =

ممکن است علاقه مند باشید …